Wednesday, June 29, 2011

امیرعلی محمدی‏‌لباف را آزاد كنيد



مهندس اميرعلي محمدي‌لباف، از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی، آبان ماه 87 توسط نیروهای انتظامی و امنیتی شهرستان قم بازداشت و روانه زندان شد. وي در مجالس درویشی به اقامه نماز جماعت مي پرداخت، و طي نامه‌هايي از مسئولین مملکتی تظلم خواهی، و از مراجع دینی سوال كرده بود. بازداشت او در پي موج گسترده برخورد با دراويش گنابادي و تخریب حسینیه شریعت قم صورت گرفت.
محمدي‌لباف از سوی شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی قم به ریاست قاضی پورموسوی محاکمه و به اتهام تشویش اذهان عمومی، تشویش اذهان مراجع و مقامات رسمی، و توهین به مقدسات اسلام، به تحمل 74 ضربه شلاق، 5 سال زندان و 10 سال تبعید به شهر بابک محکوم گردید. مجازات شلاق وي دي ماه همان سال به اجرا درآمد و براي گذراندن مجازات زندان و تبعيد خود به استان كرمان منتقل شد.

Wednesday, June 22, 2011

یاشار امینی را آزاد كنيد




یاشار امینی، بازيگر تئاتر، ناشر، و از همکاران کانون نویسندگان ایران، بهمن ماه ٨٩ برای گذراندن دوران محکومیتش بازداشت، و به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. امینی به اتهام ”تبلیغ علیه جمهوری اسلامی ایران از طریق طراحی پوستر برای کانون نویسندگان ایران، فعالان کارگری و زنان“ از طرف دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.
یاشار امینی مدیر فنی نشر ”ديگر“ است و در نمايشهايي نظير ”گودو می آید“، ”جنگ کور“، ”بر چشم بد لعنت“، و سريالهايي نظير ”جنگ آفتاب“، ”خاله قورباغه“، و ”کلبه نوروزی“ به ايفاي نقش پرداخته است. وي كه نويسنده و تدوینگر سریال ایرانی ”نوروز“ بوده است، عکاس و گرافیست نشر ديگر نيز هست.
همچنين گفتنی است پدر او علی امینی، مدیر اجرایی نشر دیگر، و مادرش نازی اسکویی، مدیر مسئول نشر دیگر، هر يك با اتهام مشابه، به یک سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

Wednesday, June 15, 2011

حسن جولانی را آزاد كنيد



حسن جولانی، نابغه ریاضی و شاگرد اول دانشکده ریاضی دانشگاه تهران که تاکنون ١٢ مقاله بین‌المللی نوشته است، یازدهم آبان ماه ٨٩ توسط ماموران لباس شخصی درخیابان ١٦ آذر (درب غربی دانشگاه تهران) ربوده شد. پس از گذشت نزديك به هشت ماه از ربايش وي، هنوز هيچ اطلاعي از وضعیت و محل نگهداری وی در دست نیست.
حسن جولاني تنها يك بار و در حد چند ثانيه با خانواده‌اش تماس گرفته است؛ تماسي كه به گفته مادرش: “فقط می گفت به داد من برسید، به داد من برسید.”
این دانشجوی نخبه که در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل میکرد و از چهار دانشگاه معتبر جهان دعوت نامه داشت، بارها از طرف وزارت اطلاعات مورد تهدید و آزار قرار گرفته و از دادن امتحان مقطع دکترا محروم شده بود.
گفتنی است حسن جولاني از خانواده‌ای محروم از روستایی در استان گیلان می باشد و از طریق تدریس خصوصی امرار معاش می‌کرده است، به نحوي كه حتی برای تامین هزینه سند برای ضمانت خروج از كشور و ادامه تحصیل، به مشکل برخورده بود.
مادر حسن جولانی در مصاحبه‌اي خطاب به مسئولین قضایی گفته بود: “من و پدرش مریض هستیم. در شمال زندگی می کنیم. پدرش ناراحتی اعصاب دارد. کجا برویم؟ به کی بگوییم که از وقتی که از جلوی در دانشگاه گرفتنش هیچ خبری ازش نداریم. اصلا نمی دانم زندان است یا نه؟ به من بگویید چرا؟ پسرم کجاست؟ چقدر باید این وضع را تحمل کنم؟ من آرزو داشتم آینده اش را ببینم...”

Wednesday, June 8, 2011

مریم اکبری‌منفرد را آزاد كنيد



مریم اکبری‌منفرد پس از حوادث عاشوراي تهران و طی یورش نیروهای امنیتی به منزلش در روز دهم دی‌ماه 88 بازداشت شد. دادگاه انقلاب او را به اتهام ”محاربه“ به ۱۵ سال حبس در زندان رجایی‌شهر محکوم كرد. قاضی صلواتی، رئيس شعبه‌ ۱۵ دادگاه انقلاب، زمان ابلاغ حکم گفت که این حکم ”با رعایت رافت اسلامی صادر شده است.“
مریم اکبری‌منفرد، ۳۲ ساله و خانه‌دار، سه فرزند خردسال دارد كه کوچکترین آنها پنج ساله است. سه برادر و یک خواهر وي در دهه‌ی ۶۰ اعدام شده‌اند و دو خواهرش در پایگاه اشرف به سر می‌برند، اما خودش هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشته و در زمان اعدام اعضای خانواده‌اش نوجوان بوده است. اين در حاليست كه قاضی مقیسه ریاست شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب پیشتر به او گفته بود که ”حکم تو به خاطر حضور خواهرانت در پایگاه اشرف است“ و آزادی مریم اکبری‌منفرد را منوط به بازگشت خواهرانش عنوان کرده بود. قاضی مقیسه به این زنداني زن گفته بود که ”تو هم مانند برادر و خواهرانت باید دهه ۶۰ اعدام میشدی.“
در ابتداي سال 90، اكبري‌منفرد به همراه جمعی از زندانیان سیاسی زن زندان رجایی شهر به زندان قرچک ورامین منتقل شد. این زندان که در بیابان های شرق تهران واقع شده است، به گفته زندانیان کهریزک دوم است چرا که وضعیت بهداشتی بسیار نامناسبی دارد؛ جایی که به قول آنان به طویله ای می ماند. اين زندانیان سیاسی در ملاقات با خانواده‌هایشان اعلام كرده بودند كه در صورت عدم تغییر وضعیت موجود دست به اعتصاب غذا می‌زنند و در نامه تظلم‌خواهی به مراجع تقلید و مسئولان به این موضوع اشاره کرده بودند.
در پي اين اعتراضها، زندانیان سیاسی زندان قرچک ورامین طي هفته گذشته به زندان اوین منتقل شدند. اين زندانيان بعد از سختی‌هاي فراوان و مدتی زندانی بودن در زندان رجایی شهر و سپس زندان ورامین با بدترین امکانات رفاهی و بهداشتی، در حالی به زندان اوین منتقل می شوند که بند قرنطینه این زندان نیز از کوچکترین امکانات رفاهی برخوردار نيست و کمبود جا و نبود تخت بزرگترین مشکل زندانیان این بند است، تا جایی که همه زندانیان منتقل شده به این بند روی زمین می‌خوابند. گفته میشود در حال حاضر ۳۲ نفر در بند قرنطينه زندان اوين با فضای تقریبی چهل تا پنجاه متر نگه‌داری می شوند و تراکم زیاد زنداني زندگی را براي آنان دشوارتر از قبل کرده است.
اعتراض زندانیان سیاسی منتقل شده از زندان ورامین به زندان اوین و معرفی آن به همگان موجب شد که ۵۰۰ تن از فعالان جنبش زنان در بیانیه‌ای به شرایط ضد انسانی زندان زنان قرچک ورامین اعتراض کنند و خواستار رسیدگی مسوولان به این زندان شوند تا فاجعه ای دیگر در این زندان رخ ندهد. آنها خواستار این شده‌اند که زندانیان عادی نیز به زندانی با شرایط بهتر منتقل شوند و ضوابط آیین نامه سازمان زندانها درباره آنها نیز رعایت شود.
فعالان مدنی و جنبش زنان در بیانیه‌شان نوشتند: ”زندان قرچک ورامین واقع در بیابان‌های اطراف تهران است. زندانیان در رابطه با جایگاه جغرافیایی این زندان می گویند همین بس که ما همچنان در عجبیم از آن که خانواده‌های ما چگونه خواهند توانست برای ملاقات با ما به این ینگه دنیا بیایند؟ این زندان شامل هفت سوله است كه در هر سوله بیش از ۲۰۰ زندانی نگهداری می‌شوند. عدم وجود کوچک‌ترین سیستم برای تهویه هوا، ایجاد ناراحتی‌های تنفسی جدی به دلیل بوی فاضلاب و شدت گازهای ناشی از آن و وجود تنها دو سرویس بهداشتی با دو اتاقک حمام برای بیش از ۲۰۰ نفر در هر سوله که همان محل شستن ظرف و لباس و استحمام نیز هست، زندان ورامین را به مکان مخوفی تبدیل کرده است که از حداقل امکانات بهداشتی و رفاهی بی‌بهره است. زندانیان از سه وعده غذایی منظم روزانه بی‌بهره هستند و تنها به میل زندانبان به آنها غذا داده می‌شود، زیرا جیره غذا و آبشان کافی نیست. به گفته زندانیان، از آنجا که بسیاری از زندانیان کم سن و سال و حتی زیر ۱۸ سال نیز در این زندان نگهداری می شوند، به وضوح می توان مشکل سوءتغذیه جدی را در میان بسیاری از آنها مشاهده کرد.“
امضا کنندگان این بیانیه از مسوولان قضایی خواسته‌اند صدای اعتراض آنها را پیش از رخ دادن فاجعه ای دیگر در این زندان بشنوند و به آن رسیدگی کنند تا کهریزک دوم قربانی‌ نگیرد.